|
زمستان
به نام آنکه اگر حکم کند،همه محکومیم
|
هـ ــرگـ ــز حــدیــ ـث حـ ــاضـ ـر غـ ــایـ ــب شـ ـنــ ـیـ ـده ای مـ ـن در مـ ــیـ ـان جـ ــمـ ـع و دلـ ــم جـ ـای دیـ ــگـ ـرسـ ـــت [ ۱۳٩۱/٢/٢٧ ] [ ۱٠:٥٧ ب.ظ ] [ Arman ]
[ نظرات () ]
آنـ ـقـ ـدر خــسـ ــتـ ــه ام کـ ــه بـ ـه آخـ ــریـ ـن حـ ـــد تـ ــحـــمـ ــل انـــسـ ــــان رسـ ــــیــــده ام، دیــ ـگــر نـ ــه عـ ـشـ ــق زخـ ـــم هــ ـایـ ــم را مـ ـــرهـ ــم مـ ــی گـ ـذارد نـ ـه بـ ــاران و نـ ــه شـ ــعــر ... دیـ ــگـ ــر ایـ ــنـ ــجـ ــاسـ ــت کـ ــه هـ ـیـــــــــچ چـ ــیـ ـز دوای درد انـ ــسـ ـان نـ ـمـ ـیـشــود حـ ـتـ ــی مـــــــرگ کـ ــه ادعـ ـا مــ ـی کـ ـرد دوای هـ ـر درد اسـ ــت ، لا کـ ــــردار [ ۱۳٩۱/٢/٢٦ ] [ ۱۱:۳۱ ق.ظ ] [ Arman ]
[ نظرات () ]
برای امروز بعدازظهر، دلم هوای کافه آپارات رو کرده...نمی دونم برم یا نرم؟ اگه بخوام برم باید تا میدان ولیعصر و بعد تا پل کریمخان برم . این خودش یه کوچولو سخته برام...حوصله ام نمیاد...ولی اگه رفتنی بشم و یه کوچیک با حوصله ام کنار بیام خوبه برام...ببینم چی میشه... چند وقته این حوصله ما بدجوری پاشو کرده تو کفش ما...خیلی وقته که دیگه مثل سابق راه نمیاد...مثل نمونه بالا که براتون عرض کردم...مصیبتی داریم ازدست این حوصله! [ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ۳:٤۱ ب.ظ ] [ Arman ]
[ نظرات () ]
در جـ ـایـ ـی زنـ ـدگـ ـی مـ ـی کـ ـنـ ـیــم کـ ـه، مـ ـعـ ـلـ ـمـ ـی شـ ـغـ ـل انـ ـبــیـ ـاست، و مـ ـسـ ـافــ ـر کـ ـشـی شـ ـغـ ـل دوم مـ ـعلـ ـمهـ ـاسـ ـت... [ ۱۳٩۱/٢/۱٢ ] [ ۳:۱۸ ب.ظ ] [ Arman ]
[ نظرات () ]
در نـ ـگـ ـاه کـ ـسـ ـی کـ ـه پــ ـرواز را نـ ـمـ ـی فـ ـهـ ـمــ ـد، هـ ـر قـ ــدر هـ ـم کـ ــه اوج بــ ـگـ ـیـ ـری، کـ ـوچـ ـکـ ـتـ ـر خـ ـواهـ ـی شـ ــد. [ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۱:٠٢ ق.ظ ] [ Arman ]
[ نظرات () ]
شـ ـایـــد زندگـ ـی شـ ـســتـ ـن یـ ـک بـ ـشـ ـقـــاب بـ ـاشـ ـد، شـ ـایـــد زنـ ـدگــی کـ ـاشـتـ ـن یـ ـک گــ ـیــ ـاه بــ ـاشــ ـد... ولــ ـی یــ ـادمـ ـان بــاشـ ـد، بـ ـشـ ـقـــاب زنــدگـ ـی تـ ـمـ ـیــز شـ ـســتـ ـه شـ ـود و هـ ـنگــام شـسـ ـتـ ـن نـ ـشــکــنـ ـد!... و در کـ ـاشـ ـتـ ـن گـ ـیــ ـاه زنـ ـدگـ ـی،مـ ـهـ ـم کـ ـاشـ ـتـ ـن آن نـ ـیـ ـست، بـ ـلکـ ـه نگـ ـهـ ـداری و بـ ـه ثـ ـمــ ـر رســ ـانـ ـدن آن اســ ــت...
[ ۱۳٩۱/٢/٥ ] [ ۱:۱٥ ب.ظ ] [ Arman ]
[ نظرات () ]
گـ ـاهـ ـی وقـ ـتهـ ـا بـ ـا ایـ ـنـ ـکه از تـ ـمـ ـام دغـ ـدغـ ـه هـ ـا فـ ـارغ مـ ـی شـ ـوی، خـ ـیـ ـالـ ـت از بـ ـابـ ـت تـ ـمـ ـام دنـ ــیـ ــا راحـ ـت اسـ ـت، نـ ـمـ ـی دانـ ـم چـ ـرا، بـ ـازهـ ـم هـ ـمـ ـان احـ ـسـ ـاس هـ ـمـیــ ـشـ ـگـ ـی هـ ـمـ ـراهـ ـی ات مـ ـی کـ ـنـ ـد... انـ ـگـ ـار کـ ـه ایـ ـن احـ ـسـ ـاس، احـ ـسـ ـاس مـ ـــادرزادیـ ـــه!...
پ.ن: - نمی دونم این چه نوع احساسی که این همه تعلق خاطر! به من داره... گیری افتادم از دست این احساس!...
[ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱:٤٢ ب.ظ ] [ Arman ]
[ نظرات () ]
وقـ ـت گـ ـلـ ـریـ ـزونـ ـه!...آخـ ـه داره یـ ـه زنـ ـدونی آزاد مـ ـیــشـ ـه!؟ آره، اون زنـ ـدونـ ـی دل مـ ـنـ ـه کـــه بـ ـعـ ـد از مـ ـدت زیـ ـاد مـ ـی خـ ـواد رنـ ـگ آزادی رو بـبـ ـیـنه... فـ ـقـ ـط بـ ـایـ ـد حـ ـواسـ ـش بـ ـاشـ ـه کــه دیـ ـگـ ـه دور عـ ـشــقـ ـو خـ ـط بـ ـکـ ـشـ ـه!...
پ.ن: - چقدرم این دل من حرف گوش کنه!...دور عشقو خط بکشه؟!، باشه بهش میگم!... [ ۱۳٩۱/۱/۳۱ ] [ ۱:٥٢ ب.ظ ] [ Arman ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |